دیروز کلینیک بودم پسری اومد اسم یه دخترو رو دستش خالکوبی کرده بود...

گفت:میخوام پاکش کنم.

پرسیدم:اسم کیه؟

گفت:اسم عشقم

میخوام پاکش کنم یه اسم دیگه بنویسم

گفتم:مگه دوتاهم عشق میشه؟!

گفت:نه یدونس!

پرسیدم:چه عشقیه که بخاطرش درد خالکوبی تحمل کردی؟

گفت:عشقی که دیروز  تو دفترخونه ی ازدواج باعشقش

تازه فهمیدم

اسمشو بهم دروغ گفته بود